قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3333
تاريخ الفي ( فارسى )
طايفهء داويه « 1 » و اسبتاريه « 2 » بود و امثال ايشان ديگر سرداران را دستگير كردند . و چون فرنگان اين حالت را مشاهده كردند روى به گريز نهادند . بعد از آن ابن بيزران را به مبلغ يكصد هزار و پانصد دينار صورى و خلاص كردن هزار نفر از اسيران اهل شام خريدند . در اين معركه فرخشاه ، برادرزادهء صلاح الدّين مساعى جميله به ظهور رسانيد ، بلكه توان گفت كه آن فتح محض به عنايت الهى و اهتمام آن جوان روى نمود . « 3 » القصّه ، چون صلاح الدّين خاطر از رهگذر ايشان جمع نمود ، غنايم را بر سپاه خود قسمت كرده باز متوجّه آن قلعه « احزان » - كه در حدود بانياس بنا كرده بودند گشت . و بعد از محاربات بسيار يك جانب را نقب زده آتش زدند . تا آنكه دو برج آن قلعه به يك بار افتاد و سپاه صلاح الدّين از آنجا دويدند و قلعه را جبرا و قهرا گرفته هركه در آن قلعه از فرنگان بود ، از بزرگ و كوچك ، به قتل رسانيدند و قلعه را با زمين برابر ساختند . و در اين واقعه شعراى عرب قصايد بسيار در مدح صلاح الدّين گفتند . « 4 » و هم در اين سال ميانهء سپاه قلج ارسلان بن مسعود بن قلج ارسلان ، صاحب قونيه ، و ميانهء سپاه صلاح الدّين كه سردار ايشان برادرزادهء او ، تقى الدّين عمر بن شاهنشاه بود ، محاربه واقع شد و تقى الدّين مظفّر و منصور گشت . و تفصيل اين مجمل آنكه چون حصن رعبان « 5 » را ملك نور الدّين محمود به شمس الدّين بن مقدّم ، صاحب بعلبك ، داده بود و تا اين زمان آن قلعه در دست او مىبود ، اكنون چون وى از بعلبك بيرون رفت ، قلج ارسلان طمع در آن قلعه كرده سپاهى گران ، چنانچه بعضى از مورّخين برآنند كه بيست هزار سوار ، را براى گرفتن آن قلعه فرستاده بود . و چون اين خبر به صلاح الدّين رسيد ، تقى الدّين ، برادرزادهء خود ، را با هزار سوار به دفع ايشان فرستاد . و او با هزار سوار بيست هزار سوار را هزيمت داده آن ولايت را متصرّف شد . و هميشه به اين مفاخرت مىكرد كه « من با هزار سوار بيست هزار سوار را شكست دادم . »
--> ( 1 ) . . Templars فرقه مسيحى با نام « سواران معبد » كه در جنگهاى صليبى حضور داشتند . ( 2 ) . . Hospitallers , Hospitaliers فرقهاى دينى - نظامى از صليبيان موسوم به « مهماننوازان » در دوران جنگهاى صليبى . اين فرقه در اوايل اين جنگها به مداوا و تيمار مجروحان مسيحى مىپرداخت ، اما به سرعت در امور نظامى نيز داخل گشت . - جوزف نسيم يوسف ، العرب و الروم و اللاتين فى الحرب الصليبية الاولى ، ص 69 . ( 3 ) . ابن اثير از قول عزّ الدّين فرخشاه مىنويسد كه چون اين دو بيت متنبّى را به خاطر آوردم ، بر جنگ حريص شدم : فإن تكن الدّولات قسما فإنّها * لمن يرد الموت الزؤام تؤول و من هوّن الدنيا على النفس ساعة ، * و للبيض فى هام الكماة صليل ( 4 ) . ابن اثير مبالغى از اين اشعار ، از جمله اشعار نشو بن نفاذه و علىّ بن محمّد ساعاتى دمشقى ، را آورده است . - الكامل ، وقايع سال 575 هجرى . ( 5 ) . در متن : ارعيان . رعبان شهرى در ثغور ، بين حلب و سميساط . - ياقوت ، معجم البلدان .